ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
267
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
دو روزنامهى ديگر با چاپ سنگى ، يكى در تبريز و ديگرى در اصفهان ، منتشر مىشود . سابقا مردم به مطالعهى روزنامهى اختر كه به وسيلهى ايرانيان پناهنده به اسلامبول طبع و نشر مىشد ، علاقهى بيشترى نشان مىدادند . اين روزنامه بعد از نزديكى شاه به روسها كه روابط ايران و انگليس به سردى گراييد ، گويا از طرف سفارت انگلستان تقويت مىشد . ولى از مدتى پيش به اين طرف به دنبال انتشار يك سلسله مقالات تند انتقادى و مذهبى دربارهى شاه و دولت ، كه مطالب همهى مقالات منطقى و به جا بود ، ورود روزنامهى مزبور به ايران ممنوع گرديده است . بعد از اولين سفر شاه به اروپا تهران يك روزنامه به دو زبان فرانسه و فارسى به نام لاپاترى « 1 » نيز داشت ، يا اگر درستتر بگويم قرار بود داشته باشد . اولين شمارهى اين روزنامه در تاريخ پنجم فوريه 1876 [ 1293 ه ق ] منتشر گرديد . مدير آنكه يك نفر فرانسوى « 2 » بود و به وسيلهى وزارت امور خارجه براى ادارهى آن از پاريس دعوت شده بود ، در همان شمارهى اول برنامهى روزنامهى خود را چنين شرح مىداد : خوانندگان و همقلمان گرامى از دولت شاهنشاهى اعليحضرت شاه اجازه گرفتهايم روزنامهيى به دو زبان فارسى و فرانسه منتشر كنيم . اينك با تقديم اولين شماره لازم مىدانيم روش و خط مشى اساسى خود را به اطلاع عموم برسانيم : ايران تا به امروز از داشتن يك روزنامهى جدى كه بتواند اين كشور را به نحو شايستهيى به جهانيان بشناساند و يا در موارد لزوم از انتقادات يا حملات
--> - ماجراى اسلام آوردن وى در كتاب ايران امروز از اوژن اوبن ، ترجمهى على اصغر سعيدى ، ص 250 و در آدمها و آيينها در ايران ، اثر مادام كارلا سرنا ، انتشارات زوار ، ص 182 به تفصيل آمده است . م . ( 1 ) . La Patrie ( 2 ) . به نظر مىرسد كه مؤلف كتاب اين سرمقاله را عينا از كتاب آدمها و آيينها ، تأليف خانم كارلا سرنا نقل كرده است و به اين جهت نمىدانسته است كه مدير روزنامهى لاپاترى همان بارون دونورمان هموطن بلژيكى خود نويسنده است كه در اين كتاب بارها از او به نيكى ياد كرده و فرانسوى نيست . دربارهى روزنامهى مزبور مرحوم عباس اقبال بدون آنكه اسمى از مديرش ببرد ، در صفحهى 26 كتاب كليات تاريخ تمدن جديد چنين نوشته است : « . . . ميرزا حسينخان سپهسالار در دورهى وزارت امور خارجه و جنگ ، شاه را به تأسيس روزنامهيى به دو زبان فرانسه و فارسى تشويق نمود و يك نفر بلژيكى را براى ادارهى آن به طهران آورد ولى همينكه شمارهى اول روزنامه در محرم سال 1293 انتشار يافت چون مندرجات آن مطابق ميل درباريان و شاه نبود و از آزادى و مساوات و عدالت و قانونخواهى و مخالفت با تملق دم زده بود ، موقوف گرديد . » م .